عزآباد درسراشیبی زوال
تاریخ درخشان عزآباد را کسی منکر نمی شود وهمواره نسل ها از افتخارات پیشینیان خود می گویند ولی باید یک نکته را قبول کنیم که هرتمدنی آغاز واوج ونزول وفرودی دارد ونه نتها اشخاص بلکه اراضی وجوامع نیز دارای عزت وذلت هستند واین خداست که تعز ومن تشاء است وتذل ومن تشاء است واز سوی دیگر این امت ها هستند که با اعمال خود روند این عزت وذلت را رقم می زنند .
نقطه آغازین عزاباد را اگر سال 600 هجری بدانیم بیش از8 قرن ازتولد این جامعه می گذرد ودرگذرتاریخ قطعا با فراز ونشیب هایی مواجه بوده است که صد البته افراد وزعمای قوم وصاحب منصبان درآن مشارکت داشته اند ولی آنچه مسلم است عزآباد دربافت منطقه ای خوددرکنار روستاهای دیگری نیز قرارداشته که ما امروزه آن را رستاق می خوانیم ودریک بررسی مختصردرمی یابیم که قدمت وسبقت این روستا ازروستاهای همجوار خود بیشتر ودراکثر زمینه های فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی ومذهبی اررجحان قابل قبولی برخورداربوده است تا اینکه این تمدن به اوج رسیده وپس ازگذران دوران اوج وبراثر نتایج اعمال وکردارورفتار احاد جامعه وملوکان ودریک سیر طبیعی پای درسراشیبی زوال گذاشت .
زوال عزآباد همراه با اوج روستاهای پیرامونی بوده است به نحوی که به همان میزان که عزآباد درسراشیبی زوال حرکت می کرده روستاهای اطراف راه کمال را می پیموده ومی پیمایند چرا که هم ازلحاظ تاریخی وهم از لحاظ اقتصادی وفرهنگی عقب تر از عزاباد بوده اند .
(ابراهیم آباد با سابقه ای نصف عزآباد بیشترین حجم ساخت وساز رستاق را به خود اختصاص داده است وصدرآباد با سابقه ای اندک ،بابیشترین رشد اداری واجتماعی روبروبوده وشمسی با سابقه تاریخی همسنگ با عزاباد هنوز رشد منفی مشهودی نداشته است .)
بالطبع عوامل متعددی دراین زوال نقش داشته ودارد که مهمتر از همه اراده ونقش انسانی است هرچند عوامل طبیعی مانند هجوم شن های روان ، خشک شدن قنات وبدنبال آن مهاجرت این روند را سرعت بخشیده است ولی زعمای هرآبادی ونظام اداره محل ، آیین دادرسی ، رفتار بزرگان ودرنهایت ظلم وستم وحکومت جور برخی بربرخی دیگر همه وهمه ازجمله عواملی است که رد پای آن را درتاریخ 800 ساله عزآباد به وضوح می توان دید .
وبه نظر من درسه دهه اخیر نیز که نعمت جمهوری اسلامی براین مملکت سایه انداخته است عدم احساس مسئولیت افراد ، بی تفاوتی وتوجه نداشتن به نقش خود درکنار برخی چشم وهم چشمی ها ، ضعف امکانات ، کینه های قدیمی ، خود بزرگ بینی ها و...باعث شد که عزآباد هروز خالی وخالی ترشود .
دریک نگاه ساده اگر بعد از انقلاب تا حال ازهرخانواده فقط یک نفردرآبادی مانده بود امروز عزآباد اینکونه نمی شد . از ابتدا تا انتهای آبادی درب هرخانه ای که می بینی متاسفانه با فوت پدرومادرها بسته می شود وفرزندان خانوادهای جوان نیز هنوز ازددواج نکرده مقدمات هجرت را آماده کرده اند .
آنها که رفته اند دیگر ازآبادی یادی نمی کنند ، بقول شما ازخانه ریگ گرفته پدری هم نشانی ندارند .یا حاضر نیستند آن خرابه خود را بفروشند تا آنکه قصد آبادی دارد بنایی درآن بنا کند .
آیا اینها همه وهمه نشان از زوال آبادی نیست ؟
آیا همین پدران ما دراین آبادی بی امکانات به سرنکردند وامروز با این همه امکانات ما آن را رهانکرده ایم اگر سرتان توی حساب وکتاب باشد می بینید امروزه به برکت جمهوری اسلامی عزآبا د ازهمه امکاناتی ازقبیل آب وبرق وتلفن وگازشهری وآسفالت و...برخورداراست ولی آیا می دانید آمارلامپ های تیر چراغ برق کوچه ها بیشتر تعدادساکنان آن کوچه هاست .
آیا تا به حال حساب کرده اید بعد از انقلاب چند ساختمان درعزآباد ساخته شده ؟ وچند خانه مرمت شده است ؟
ایا تا بحال فکرکرده اید همین چای به جای قنات اگر همان ابتداکه حفرشد ازآن بهره برداری شده بود چند تعداد خانواده درعزآباد مانده بودند ؟
آیا ازآمارفعلی عزآباد با خبرید ؟ آیا می دانید ازقریب 60 خانوارساکن 20 خانوار فقط یک نفره ، 10 خانواره 2 نفره و30 خانوار بالای دونفره اند ؟
حال بیایید پیش بینی کنیم انشائ الله خداوند به همه اهل محل 120 سال عمر باعزت بدهد با این حساب نبز درچند دهه آینده 30 خانوار عزآباد دوباره به همان بلای قبلی دچارمی شوند وبا ارتحال این پدران ومادران پیرمان آمارعزآباد به حدود30 خانوارتنزل می یابد .
واگر آستین همت بالازده نشود وتدبیری اندیشیده نشود چراغ عزآباد تا قبل از900 سالگی خاموش می شود مگر اینکه خود مردم سرنوشت خویش را عوض کنند واراده خدواندی نیز برآن مقدرشود .
این وبلاگ مجموعه ای از خاطرات ، دل نوشته ها و طنز ها ی اینجانب محمدرضا قانع عزابادي درزمینه های مختلف تاریخی ، اجتماعی ، مذهبی ، فرهنگی و...است